ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.
  • ابراز وجود ، چگونه ؟

    شاید برای شما م پیش آمده باشد که در جمعی باشید و نظرات متفاوتی در سر بپرورانید؛ اما نمی توانید آنها را بیان کنید ...ادامه مطلب

  • 4

    4

  • 1

    1

  • 2

    2

چرا انیس اندیشه

ما با تکیه بر دانش و توان دانشگاهی فعالیت های خود را بهینه می سازیم.

ادامه مطلب

خدمات وبگاه

فعالیت های ما در زمینه : تهیه ، تبلیغ و ارائه کتب روانشناسی و رشته های مرتبط ، تحلیل روانشناسه بر سینمای داخلی و خارجی ، ترویج پرسشنامه و فعالیت های پژوهشی ، مششاوره حضوری و ... برجسته می گردد

ادامه مطلب

راه های تماس ؟

راه های تماس با م از طریق پیج اینیستا گرا ، ایمیل ، تلفن و مراجعه حضوری است.

ادامه مطلب

والتر بردفورد کانون

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

ایالات یولستر محل اقامت تعدادی از پروتستان های اسکاتلندی و انگلیسی در طی قرن 17بود.اما اوضاع سخت اقتصادی موجب شد تعدادی از انها به امریکای شمالی مهاجرت کنند.بنابراین خانواده کشاورزی اسکاتلندی به تام ساموءل کارناهان که در دهکده ریوربن زندگی می کردند برای اغاز زندگی بهتر به بلنفورد واقع در ماساچوست نقل مکان کردند.در زبان بومی اسکتز-یوستر تلفظ "کارناهان" شبیه "کانون" است بنابراین نام خانوادگی به کانون تغییر یافت.ایالات یولستر محل اقامت تعدادی از پروتستان های اسکاتلندی و انگلیسی در طی قرن 17بود.اما اوضاع سخت اقتصادی موجب شد تعدادی از انها به امریکای شمالی مهاجرت کنند.بنابراین خانواده کشاورزی اسکاتلندی به تام ساموءل کارناهان که در دهکده ریوربن زندگی می کردند برای اغاز زندگی بهتر به بلنفورد واقع در ماساچوست نقل مکان کردند.در زبان بومی اسکتز-یوستر تلفظ "کارناهان" شبیه "کانون" است بنابراین نام خانوادگی به کانون تغییر یافت.

یکی از پسران بزرگ ساموءل  استفان به اوهایو رفت.فرزند ÷نجم استفان لوسیس در مادیسون ویسکانسین و بعد در میلواکی مغازه دار یود.یکی از ÷سرتن لویس به نام کلبرت روزنامه فروش بود و بعد مسئول روزنامه فروشان شیکاگو میلواکی شد.

والتر برفورد یک سال بعد از ازدواج کلبرت با ویلما دنیو چشم به جهان گشود وبعد او صاحب سه خواهر به نام های برنیس می و ادا مود و جین لورا شد.ویلما در اثر ذات الریه در گذست کلبرت با مرگ همسرش از پا در امد

کلبرت برای سرپرستی فرزندانش با کارولین ماور 18ماه بعد فوت همسرش وصلت کرد و بدین ترتیب کلبرت توانست فرصت بیشتری پیدا کند برای دنبال کردن ارزویش یعنی پزشک شدن.بدون ازمایش های لازم در پزشکی او شروع کرد به درمان کردن.

کلبرت بچه ها را تشویق میکرد به مستقل بودن او از اموزش رسمی والتر جلوگیری کرد برای کار به اداره راه اهن فرستاد .و بعد از 2سال والتر پدرش را متقاعد کرد تا به مدرسه باز گرددو در سال 1888او به دبیرستان سنت پل برگشتو دوره 4ساله اموزشی را در 3سال  تمام کرد

کانون در دانشگاه هاروارد به مطالعه هنر و علوم اچتماعی پرداخت.در دوره لیسانس با ویلیام جیمز که در ان زمان دبیر بخش فلسفه هاروارد بوددیدار کرد.او قصد داشت در فلسفه و فیزیولوژی ادامخ تحصیل دهد اما جیمز او را از این کار منصرف کرد و کانن در سال 1896 به مدرسه پزشکی وارد شد

کانن وقتی در ازمایشگاه هنری بودیج کار میکرد یک سری تحقیقات جدیدی را با استفاده از پرتو ایکس شروع کرد.او از این اشعه برای مکانیسم بلعیدن و سیستم های معده-روده ای استفاده کرد.

از اواسط دهه 1930 اثار سوختگی ناشی از اشعه ایکس در پوست صورت و دست ها و بازوهای او اشکار بود و بالاخره به علت ابتلا به سرطان خون در فرانکلین از دنیا رفت.او قبل از مرکش احتمال میداد که بیماری لاعلاجش در مواجه با اشعه ایکس به وجود امده باشد و به همین منظور خواستار کالبد شکافی بعد از مرگش بود تا از نتایج شواهدی که از کالبد شکافی بدست می اید دیگران بتوانند استفاده کنند.تاثیر کانن روی روان شناسی در ماه می 1909 اغاز شد.اندکی بعد از نامه جیمز به جامعه تجدید نظر در تشریح جانوران زنده در نیویورک.در ان نامه او به ارزش ها و استاندارد ها و اعمالی شامل ازمایش روی حیوانات پرنده  که در نیویورک پست اغاز شد و بعد ادامه یافت اعتراض کرد.کانن و جیمز باهم توافق نداشتند.ان ها نه فقط در ازمایش کردن حیوانات بلکه در ماهیت هیجان نیز مخالف بودند

کار اولیه کانن در مورده اثرات فیزیولوژیکی هیجانات و مطالعه اثرات ناشی از تروما  بر روی سیستم عصی را در بر گرفت.کانن نشان داد که فعالیت غدد  ادرنال بر سیستم عصبی سمپاتیک در پاسخ به جنگ گریز انسان نقش دارد

بافت این فرضیه نظریه هیجان جیمز و نظریه هیجان کارل لانگه فیزیولوژیست دانمارکی بود که نظریه انها به نظریه جیمز-لانگه معروف بود.

بنا به نظریه کانن یک محرک مثلا این خبر که شما برنده جایزه شدید هیجانی را مثلا شادی را ایجاد میکند.

اما در نظریه جیمز-لانگه محرک پاسخی را فرا می خواند و اگاهی از تغییرات فیزیولوژیکی هیجان را به وجود می اورد.بنابراین واکنش های موثر به محرک سریعتر از ازریابی های شناختی صورت می گیرد

نظریه جیمز-لانگه تا حدودی عقیده چارلز داروین را منعکس می سازد که هیجانات پدیدهایی هستند که عملکرد بقایی مهمی دارند و تا حدی از پیش طراحی شدند.در حالی که تمرکز داروین روی تلویحات بقایی هیجانات بود.

جیمز و لانگه به ارتباط بین تغییرات فیزیولوژیکی و احساسات اهمیت می دادند.کانون نظریه جیمز-لانگه را در برخی نکات ذاتی به چالش طلبید.اول او بیان کرد شواهد تجربی کار با حیوانات نشان داده که جدایی احشا از سیستم عصبی مرکزی رفتار هیجانی را تغییر نمی دهد.هرچند جیمز هرگز هرگز ادعا نکرد که تمام احساسات هیجانی به بازخورد احشایی مربوط است و معتقد بود که به بازخورد ماهیچه ای نیز مهم است.

بنابراین او مخالفت کرد که شواهد فیزیولوژیکی کانون مبتنی بر مطالعاتی است که به بازخورد ماهیچه ای اتمام نمی شود.در مطالعات بعدی روی اشخاصی با اسیب های نخاعی کانون متوجه شد بین سطح اسیب و شدت احساسات  ارتباط وجود دارد که با نظریه جیمز-لانگه سازگار است.

دوم کانون نشان داد که القای ازمایشی مختص تغییرات احشایی هیجانات شدید همان هیجانات را تولید نمی کند.

کانون و دانشجویش فیلیپ بارد نظریه هیجان کانون-بارد را مطرح کردند.در این دیدگاه دو بخش از مغز تالاموس و امیگدالا نقش اساسی را در تفسیر موقعیت  تحریکی-هیجانی بازی می کنند.انها فورا علایمی را به سیستم عصبی خودکار که مسئول تنظیم تنفس گوارش و دیگر علایم غیر اختیاری بدن است که به کرتکس مغزی که مسئول تفسیر موقعیت ویژه است میفرستد.این فرمول بندی تا حدی تحت تاثیر پاولف است و مفهوم بازتاب شرطی وی را در برمیگیرد.او در مدل فعالیت سیستم عصبی مرکزی کارکرد های زیرقشری را منطبق بر هیجانات اصلی کانون به کار میبرد که ارتباط مستقیم و دو جانبه ای را بین انان نشان میدهد.

خطای اصلی نظریه کانون-بارد این بود که وجود یک مرکز مغزی فرضا در تالاموس واقع شده را برای هیجانات مسلم فرض کردند.

در سال 1937 تشریح گر عصبی جیمز پابز نشان داد که هیجانکارکرد مرکز مغزی ویژه ای نیست بلکه یک مدار مغزی شامل چهار ساختار اصلی مسئول ان است.هیپوتالاموس و هستهتالامیک پیشین و شکنج و هیپوکامپوس.

انتقاد کانون از نظریه جیمز-لانگه یکی از مباحث مهم روان شناسی قرن بیستم است و بعضی از مجادلات توسط سیمون در کارش روی کنترل هیجانی و انگیزش شناخت مطرح شده است.هرچند کانون همیشه هنگام اظهار نظر از نظر شواهد فیزیولوژیکی مطمئن بود در مواجهه با موضوعات روانشناسی اطمینان کمتری داشت.برای مثال سخنرانی کانون در سال 1912 برای انجمن روانشناسی امریکا  به دلیل توجه اندکش به مسائل روانشناسی مورد انتقاد واقع شد.هرچند شامل یک قدردانی مهم از تاثیر ویلیام مک دوگال در تفکرش بود.

مک دوگال چیزی را که (روانشناسی غایت نگر)می نامید گسترش داد  که به شرایطی بر میگردد که بر ماهیت هدفمند رفتار تاکید دارد و در اهمیت غرایز و اهمیت تطبیقی هیجانات منعکس می شود.

همچنین کانون کار جدیدی درباره انتقال دهنده عصبی شیمیایی سمپاتین1و2 که برنام ادرنالین و نور ادرنالین معروف اند منتشر کرد.

مطالعات وی در سال های1920و1930نشان داده است که تزریق ادرنالین منجر می شود که قلب سریع تر بتپد و سبب افزایش فشار خون شود.

داروهای انتی ادرنالین فشار  خون را کاهش می دهد اما بر "شتابان گویی"تاثیری ندارند.نظریه سمپاتین کانون کوشش کرد که این یافته ها را معنی کند با مطرح کردن این مطلب که مولکول های غیر همسان ویژه(سمپاتین EوI) با انتقال دهنده های Anrenergicترکیب می شوندتا یک ماده فعال را در سلول ها تولید کنند:انتظار میرود سمپاتینE موجب اعمال تهییجی می شود و سمپاتینI موجب اعمال بازدارنده می شود.

هرچند شواهد تجربی برای حمایت از وجود سمپاتینEوI وجود ندارند نظریه سمپاتین عموما تا سال 1940 قابل تئجه بود.کار کانون در مورد گوارش سبب شد او نامزد دریافت جایزه نوبل در سال 1920 شود اما بعد از تاخیر کانون منتفی شد.

او در سال های 1935.1934.1936 توسط نوبل سزاوار دریافت جایزه دانسته شد هرچند که جایزه ای دریافت نکرد.

منبع:پنجاه اندیشمند بزرگ روان شناسی

همیاران وبگاه

ما در اینستاگرام

چه کسی آنلاین است؟

ما 89 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم