×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 875
چاپ کردن این صفحه

نگاهی اجمالی بر نظریه آدلر

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نوشته شده توسط  | منتشرشده در: دانشنامه

نظريه أدلر در مورد شخصيت ترتيب تولد: خانواده نمونه اى كوچه از جامعه است. يكى از خدمات أدلر به روانشناسى عقيده و او به ترتيب تولد كودكان است. به عقيده ادلر ترتيب تولد روى ارتباط اجتماعى كودك تاثير گذار است. شرايط سنى كودكان كه همان بزرگتر يا كوچك تر بودن ان ها در خانواده است شرايط كودك را متفاوت مى كند و در شكل شخصيت كودك تاثيرگذار مى باشد. او در مورد فرزند اول، فرزند دوم، فرزند اخر و تك فرزندى نظريه إش را نوشت. 

 

 

فرزند اول: فرزند اول مورد لطف و توجه بى حد و اندازه ى خانواده قرار مى گيرد و همين امر باعث شادى و امنيت كودك اول ميشود، اما اين روند تا زمانى كه فرزند دوم به دنيا نيامد است ، بعد از تولد فرزند دوم توجه های فراوان و مراقبت های فوری به یکباره کم شده و همه ی‌محبت و توجه تقسیم می شود، حتی گاهی به آن ها تذکر داده کی شود که صبوری کنند تا نیازهای فرزند جدید برطرف شود و بعد از آن به نیاز آن ها پاسخ داده شود.

فرزند اول همه ی تلاش خود را می کند که دوباره همه ی توجه ها به آن باشد و قدرت قبل را داشته باشد، اما موفق نیست، این امکان وجود دارد که فرزند اول هرنوع رفتار بدی از خود نشان دهد اما با برخورد والدین مواجه می شود و احتمالا از کودک جدید متنفر می شود. ادلر اعتقاد داشت کودک اول ضربه ی جابه جایی جایگاهشان را در خانواده احساس می کنند، اما آن هایی که توجه بسیار زیادتری داشتند لطمه ی بیشتری می بینند. سن فرزند بزرگ‌تر بسیار در این لطمه تاثیرگذار است هرچه فرزند اول بزرگ‌تر باشد لطمه کمتر است. ادلر میگفت فرزند اول حسرت گذشته را می‌خورد، آن ها طعم قدرت را چشیده اند باز هم سعی می کنند حکمرانی کنند اما قدرت پدر و مادر از آن ها بیشتر است و از ان ها توقع بیشتری دارند. فرزند اول بودن مزایایی هم دارد آن ها معمولا نقش رهبر و ناظر را دارند و پدر و مادر از آن ها توقع دارند که آن ها به خواهر و برادر کوچک خود کمک کنند و همین باعث می‌شود تا به لحاظ عقلانی از فرزندان کوچکتر پخته تر شوند. ادلر اعتقاد داشت فرزندان اول وظیفه شناس و دقیق هستند. ادلر حتی زیگموند فروید که فرزند اول بود به عنوان نمونه ای از پسر اول مثال زد.او میگفت این امکان وجو دارد که فرزندان اول طوری تربیت شوند که به دیگران آسیب برسانند، او معتقد بود روان رنجورها، منحرفان و تبهکاران فرزند اول هستند.

فرزنددوم: دقیقا همان هایی که عرصه را به برادر یا خواهر بزرگشان تنگ کرده اند بسیار موقعیت خوبی دارند، آن ها هیچ موقع احساس قدرت فرزند اول را ندارند پس اگر فرزند دیگری هم بیاید آسیبی نمی بینند. والدین دیگر به اندازه ی فرزند اول نگران نبوده و آرامش بیشتری دارند.فرزند دوم هميشه يك سرمشق الگو يا حتى منبع تهديد و رقابت دارد. خود أدلر هميشه احساس ميكرد تحت شعاع برادر بزرگ ترش قرار دارد و هميشه مى گفت او از من جلوتر است. در فرزند دوم قدرت طلبى مانند فرزند اول نيست، اما رقابت جويى و جاه طلبى وجود دارد.

فرزند اخر: اين فرزندان عزيز دردانه ى خانواده ميشوند، بخصوص اگر فاصله سنى با فرزندان ديگر زياد باشد، اين فرزندان به سرعت رشد ميكنند، چرا كه نياز به جلو افتادن از خواهش يا برادر ان هارا برانگيخته ميكند، ان ها معمولا دست به هركارى بزنند موفق ميشوند. اما ممكن است در بعضى موارد زيادى ناز پرورده شوند و تلاش را ياد نگيرند كه اين امر ممكن است در بزرگسالى باعث شود ان ها همواره وابستگى را داشته باشند و با بزرگسالى به سختى كنار بيايند.

تك فرزند: اين فرزندان هيچگاه جايگاه و قدرت خود را از دست نمى دهند ان ها همواره كانون توجه خانواده اند. ان ها به دليل وقت بيشترى كه با والدين دارند اغلب زود پخته ميشوند و رفتار بزرگسالى از خود نشان مى دهند. ان ها وقتى وارد اجتماع ميشوند دچار مشكلاتى ميشوند چون متوجه مى شوند ديگر همه چيز تمام و كمال در اختيارشان نيست. ان ها تقسيم و رقابت را ياد نگرفته اند.

أدلر با نظرات و عقايد خود فقط ميخواست بگويد كه احتمال دارد در نتيجه ى ترتيب تولد همراه با تعامل هاى اجتماعى اوليه، سبك هاى زندگى خاصى پرورش يابند.

نویسنده:مهدیس مهدیان

 

بازدید 214 بار
آخرین ویرایش در پنج شنبه, 02 اسفند 1397 ساعت 13:03
دکتر انیس خوش لهجه

دکترا روانشناسی سلامت

موسس و مدیر انیس اندیشه

مدرس ، محقق ، پژوهشگر و مشاور روانشناسی
دبیر کل خانه روانشناسان و مشاوران و حرف یاورانه

وبگاه: draniss@psydoc.ir

آخرین‌ها از دکتر انیس خوش لهجه

موارد مرتبط