ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

چارلز ادوارد اسپیرمن

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نوشته شده توسط  | منتشرشده در: بزرگان روانشناسی

اسپیرمن تئوری هوش را ارائه داد که بین فاکتور عمومی (g) وفاکتور های خاص تمایز قائل می شود و تکنیک های اماری جدیدی را نیز برای ارزیابی تئوری خود مطرح نمود .

 

 

پدر بزرگ اسپیرمن سر الکساندر یانگ اسپیرمن مقلم ارشد در وزارت دارایی بریتانیا بود پدر چالز در سال 18665 در سن سی و سه سالگی در گذشت چالز پسر کوچکتراو بود که از ازدواج پدرش با لوییزا مین وارینگ به دنیا امده بود لوییزا دوباره ازدواج کرد ولی شوهر دومش هنری اچ مولینکس استیل در سال 1882 در گذشت یعنی درست همان وقتی که چارلز مبادرت به استخدام به عنوان افسر پیاده نظام در گروه مهندسین سلطنتی ورزید در طی 50 سال خدمت نظامی او قبل از خروج از نظام در 1897 درگیر جنگهای استعماری متعددی بود .

اولین اقدام منطقی و جزءگرایانه اسپیرمان فلسفه بود ولی واکنش او به تداعی گرایان سبک فکری که با ان اشنا بود کمتر از روی اشتیاق و علاقه به نظر می رسد شهوت پرستی و تداعی گرایی گرایش شدیدی به خوش گذرانی دارند و این برای من نفرت انگیز بود . او معتقد به این ایده بود که اگر هرگونه پیشرفت حقیقی در فلسفه صورت گیرد عمدتا از مسیر روانشناسی بوده است بنابراین به لایپزیگ رفت و در انجا به یادگیری روان شناسی تجربی خود نه به طور مستقیم از سوی ونت بلکه از طرف دو مشاوره ی خود یعنی فلیکس کروگر و ویلهلم ورث پرداخت اتوکلم در سال عزیمت اسپیرمن از لایبزینگ به انجا رسید چیزی که اسپیرمن از ان به عنوان فرصت از دست رفته یاد کرد . تاثر و ونت انکار پذیر بود گرچه اسپیرمن از چیزی که او تاکید توجیه ناپذیر روی انالیز احساسات اساسی در نظر می گرفت انتقاد می کرد .

دوران او در لایبزینگ توسط نبرد بوئر دچار وقفه شد که موجب شد به خدمت فعال به عنوان قائم مقام مدیر کل برای گوئرنزی بازگردد موقعیتی که به علت رویکرد ضد و نقیض دولت فرانسه از اهمیت سیاسی برخوردار بود در پی خدمت دو ساله او در چانل ایسلندر که در طی ان فرانسیس ایکمن شریک زندگی خود برخوردار کرد بازگشت مختصری به انگلستان داشت ولی هزینه زندگی بر کشایر موجب شد اسپیرمن به لایبزیگ برود و در انجا چارلز پایان نامه ی خود را در مورد ادراک فضایی تکمیل کرد ازجایی که او به ورزبورگ رفت و در انجا برای سه ماه به مطالعه تحت نظر شاگرد سابق وونت یعنی اسوالد کولپه پرداخت گرچه تاثیر به سزایی روی تفکر و اندیشه ی او به واسطه ی پدیده ی شناختی کارل بوهلر داشت فلسفه ای که روی بررسی تجربه ی اگاهانه تمرکز دارد تلاش نمی کرد که تحت تاثیر انتظارات یا پیش ادراک ها قرار گیرد این کار در دوره ای در گوتیگن تحت نظر جورج ایی مولر دنبال شد که دید منطقی نسبتا سطحی مطابقی با نظرکوپله داشت در گوتیگن در سخنرانی های هاسرل شرکت و ماموریتهایی در سراسر المان داشت که شامل برخورد های کوتاهی با کارل استامپ و هرمان بیگنهاووس بود . ابینگهاووس یکی از اولین کسایی بود که از او در کار بعدی اش درمورد هوش عمومی حمایت کرد در سال 1907 مهاجرت او را از المان برای اخذ مقامی به عنوان خواننده در روان شناسی تجربی در دانشگاه کالج لندن (ucl ) صورت گرفت این نقش شامل مسئولیت پذیری تجهیز ازمایشگاه کوچکی یک دهه قبل از جیمز سالی بود یعنی که وقتی بخش قابل ملاحظه ای از تجهیزات هوگو مونستربرگ را در مدت کوتاهی قبل از مهاجرت او از المان به امریکا تامین کرد انتساب بعدی اسپیرمن در ucl کرسی اول ذهن و منطق بود مقامی که در بازنشستگی صاحب قبلی ان یعنی کاروث رید به ان نایل امد که دارای نظراتی بود که روی ایده های جیمز در مورد عمل گرایی تاثیرات زیادی داشت اسپیرمن این مقام را تا 1931 در اختیار داشت گرچه عنوان ان به کرسی روان شناسی در 1928 تغییر یافت بعد از بازنشستگی برخی اوقات را به کار برای کمیته ویژگی های واحد ثورندایک می گذراند که تلاش میکرد دیدگاه منطقی را در مورد طبیعت هوش وضع کند . گرچه راهکار گالتون برای اندازه گیری و سنجش پدیده های روانی و اهمیتی که به توسعه ی تست هوش می داد محبوبیت چندانی در تفکر المانی ان زمان نداشت اسپیرمن انهارا الهام بخش دانست و این از اندیشه های المانی بود که او پیش نویس اولیه خود را هوش علمی را برای انتشار در مجله روان شناسی امریکا پشت کرد . در انجا او موردی را برای روان شناسی ارتباط به منظور تعیین مثبت تمامی گرایسشهای فیزیکی و به ویژه انهایی که تست های روانی را با فعالیتهای فیزیکی تعمیم یافته تر مرتبط می سازند تنظیم کرد اسپیرمن از پیش زمینه ی اماری خود برای تنظیم براوردی در مورد هوش گروهی از کودکان ده ساله و سیزده ساله در یک مدرسه روستایی بهره برد ولی بلافاصله پی برد که رابطه ی تجربی حاصله ی بین هرجفت از متغیر ها به تقریب نادرستی از اجماع حقیقی یا درست منجر خواهد شد البته تا حدی در اندازه گیری این متغیر ها خطا وجود دارد   . بههرحال اگر کمیت خطا را می شد محاسبه کرد باید تصحیح رابطه مشاهده شده طبق فرمول زیر اکان پذیر باشد 2 قابلیت اطمینان متغیر ضرب در 1 قابلیت اطمینان متغیر /(مشاهده شده) r =(حقیقی) r با استفاده از این فرمول تصحیح اسپیرمن چیزی را که برای درست بودن روابط میان جفت متغیر ها در نظر داشت مشاهده کرد و نشان داد که هوش عمومی یا g در حقیقت یک پدیده ی واقعی است و صرفا یک مصنوعه اماری نیست در ضمن اشاره نمود که روابط میان بسیاری از اندازه گیریها که روی عملکرد کودکان بدست اورده بود تقریبا همگی مثبت و دارای سلسله مراتب هستند هر دو مفهوم به هدایت توسعه ی تئوری دو فاکتوری هوش او کمک کردند طبق این تئوری عملکرد هر فعالیت هوشی نیازمند ترکیب g است که برای یک فرد تا همان اندازه موجود است که برای تمامی فعالیتهای هوشی و فاکتور های خاص یا s وجود دارد و اینکه مخصوص هر فعالیتی می باشد و شدت ان از یک فعالیت به فعالیت دیگر تغییر می کند .

به این ترتیب اسپیرمن استدلال کرد که اگر بدانیم یک شخص چگونه یک کار را انجام می دهد که با فعالیتهای نیازمند g کاملا اشباع می شود می توانیم سطح مشابهی از کارایی را برای هر فعالیت دیگری که نیازمند اشباع همان مقدار از فعالیتهای g باشد به دقت پیش بینی کنیم پیش بینی کارایی با فاکتور های s بالا طبق تعریف دقت کمتری خواهد داشت . هرچند اسپیرمن g را به عنوان بخش کارایی روی تمامی فعالیتها در نظر میگیرد به طوری که پیش بینی کارایی روی فعالیتها با فاکتور های s بالا به طور چشم گیری بهتر از حالت تصادفی خواهد بود به این ترتیب اسپیرمن نتیجه گیری کرد که مهم تریت اطلاعات در مورد توانایی منطقی فرد براورد g فرد است .

اسپیرمن از کار چشم گیر مشابهی که هفت سال قبل توسط روانشناس و معلم نروژی یعنی توماس پار انجام شده بود بی خبر بود در 1897 پار انالیز خود را در مورد رابطه ی میان نمرات به دست اورد و در دست نوشته ها و نمرات بدست امده در تمامی موضوعات دیگر منتشر کرده بود . جمعیت نمونه ی او 234 بیشتر از اسپیرمن بود گرچه انالیز وی براساس بررسی میانگین نمرات به جای ارتباطات بود . او دریافت که کودکانی که دستخط عالی دارند در تمامی موضوعات دیگر نیز نمرات بالایی می گیرند . توضیح او درمورد ارتباط به دیدگاه گالتون بیشتر نزدیک بود تا اسپیرمن _ دیدگاه او این بود که دستاورد های منطقی بالاتر مثلا در علوم . ادبیات تا بالاتر مثلا در علوم .و ادبیات تا حد بسیار زیادی از طریق توانایی شخص برای انجام وظایف ساده تر مثل نوشتن قابل تعیین می باشد . یکی از بزرگترین دستاورد های اسپیرمن به موفقیت او در عملی کردن تئوری خود از طرح توسعه یک روش اماری یعنی روش اختلافات چهار چیز برای کاهش مجموعه های بسیار بزرگ داده ها و تبیین ساختار های پنهانی موجود در ان مربوط می شود این روش که امروزه تحت عنوان انالیز فاکتور شناخته می شود به شناسایی الگو های اساسی در داده های او انجامید که که اسپیرمن به صورت حمایت کننده تئوری دو فاکتور خود از ان تغییر کرد هدف انالیز فاکتور بررسی روابط میان تعداد انبوه تستها و کاهش انها به تعداد کمتری از ابعاد بنیادی یا فاکتور ها است گاهی اوقات قیاس مورد استفاده برای نشان دادن این ایده بیان این مثال است که تمامی رنگ های طیف مرئی ا می توان به فقط سه رنگ اولیه کاهش داد وقتی اسپیرمن الگو های روابط میان تستهای روانی گوناگون را بررسی میکرد پی برد که تقریبا همه ی روابط مثبت بودند پدیده ای که او تحت عنوان چندگانگی مثبت از ان یاد کرد اثر چندگانگی مثبت طوری بود که وقتی او داده های خود به طور مثال این یعنی امتیازات در تست لغت با امتیازات در تست عدد خوانی ارتباط دارند زیرا هر قسمت به هوش عمومی یا (g) مربوط می شوند عدم اتلاف نشانگر بدین معنی است که هر اندازه ای را می توان برای تشخیص هوش عمومی به کار برد .

فاکتور عمومی استنباط شده توسط اسپیرمن توسط روانشناسان به ویژه سیر سیریل بارت و کاتل حمایت شد و حامیان (g) هنوز هم در ردیف روانشناسان برجسته به ویژه ارتور ینسن قرار می گیرند منتقدینی مثل لوئیز تورستن کاتل و جوی پی . گیلفورد قیاس های معقولی برای دیدگاه چند فاکتوری هوش ارائه دهند در حالی که سایرین مثل دیوید وکسلر ( که تحت نظر اسپیرمن در ucl مطالعه می کرد )   این نظر را داشتند که راهکار کلی اسپیرمن به طور جدی اهمیت فاکتور های انگیزشی و شخصیتی را کم اهمیت جلوه می دهد هرچند این تورستون بود که اولین چالش جدی را برای (g) اسپیرمن به ادعای خودش ارائه داد که ابین صرفا مبنای فرظیه ایست که نباید هرگونه اهمیت خاصی را در ساختار های انتخابی جایگزین هماهنگ کند . زیر بنای تجربی برای چالش ثورستون در این بیان او پایه گذاری شد که انالیز فاکتور اسپیرمن می توانست الگو های همکاریها را در قالب های ارتباطی اولیه توجیه نشده باقی گذاشت گرچه اسپیرمن می توانست ساختار دو فاکتور ساده ای را تولید کند اغلب روش خوب توجیه نشده در قالب ها ارتباط اصلی به وجود اورد که نسبت به تکنیکهای مورد استفاده توسط اسپیرمن برتری داشت . اینها اثر افزایش دهنده اتصال یا پیاده کردن هرگونه تست خاصی در مورد فاکتور خاص خود داشتند در حالی که به حداقل رساندن ارتباط ان با هر فاکتور دیگری امکان پذیر است .

وقتی او تکنیک خود را اعمال می کرد دریافت که فاکتور اسپیرمن موسوم به (g) ناپدید شده است تورستن نشان داد انالیز فاکتوری وی از این دید حمایت می کند که هوش یا به صورت گروهی از قابلیتهای مستقل گوناگون تصور شود بحث بعدی موجب رسیدن به بن بست می شود زیرا راهکار های اسپیرمن و تورستن از نظر ریاضی معادل بودند تنها دلیل برای اولویت دادن یکی بر دیگری اینست که تغییر در توالی عملیات ریاضی اعمال شده برای مجموعه داده ها منجر به راه حلهایی می شود که ترجیحا از دیدگاه هوش دو فاکتوری یا چند فاکتوری حمایت می کنند در طی اواخر دهه 1930 ایزنک برخی از داده های توستن را با استفاده از تکنیک اماری توسعه یافته توسط یارت مجددا انالیز کرد و شواهدی ارائه داد دال بر این که (g) اسپیرمن در عوض در داده های خود تورستن وجود داشته است ایزنک نتیجه گرفت هیچ گونه انکار ذاتی در راهکار های ارائه شده توسط اسپیرمن و تورستون وجود نداشته است . گرچه اثر اسپیرمن با تئوری دو فاکتوری او و کمک او به انالیز فاکتور ارتباط دارد در مورد طبیعت هوش و قوانین شناختی نیز موضوعی را منتشر کرده است گرچه استدلال های او برای توسعه ی روانشناسی سیستماتیک شناخت به خوبیپایه ریزی شده اغلب ادعا های مبالغه امیز وی در مورد طرح ژنتیک حداقل تا اندازه ای مسئول پذیرش ضعیف انها بوده است او نشان داد که تمتمی شناخت بشری را می توان از طریق 3 قانون توضیح داد که هریک از انها از اصول اولیه مورد حمایت تداعی نگر ها حاصل شده اند قانون ادراک نجربه قانون اموزش روابط و قانون اوزش ارتباطات و مناسبات طبق این قوانین ذهن از تجربه خود و روابط میان محتویات تجربی اگاه است و عناوین جدیدی را براساس تجربه اولیه ولی افزون بر ان خلق می کند اظهارات ساده ای مثل محدوده ی کل شناخت هرچیزی را که به عنوان شکل و ماهیت در نظر می گیرند برای دریافت مرز های نهایی و محدود ان پدیدار خواهد شد . (1923:254) اغلب با تردید در نظر گرفته می شود قوانین شناختی وی اساسا دارای تعمیم تجربی هستند و شامل جملاتی می باشند مثل : حوادث روحی ساده تر از وقتی که اولین بار اتفاق افتاده اند تکرار می شوند و خستگی باعث کاهش فرایند های روحی می شود . قانون حفاظت یعنی : گرایش برای ماندن یا توقف در شروع و پایان حوادث روحی . موجب شد بعضی از همکاران و دوستان او به پیگیری خط پژوهشی بپردازند که انها را به استنباط وجود دومین فاکتور جهانی یعنی ((p)) در راستای((g)) رهنمون ساخت . اسپیرمن با تاسیس مدرسه بین المللی و پویای تحقیقات روان شناسی در بریتانیای کبیر اعتبار زیادی پیدا کرد و میزان تاثیر وی روی توسعه ی ان با این حقیقت نشان داده می شود که دوازده مورد از بیست و یک رساله (( مجله روانشناسان بریتانیا)) توسط کسانی تالیف شد که تحت نظر وی و یا با او کار کرده و به تحقیق پرداخته بودند . مرگ او بعد از بستری شدن در بیمارستان ( او همواره معتقد بود که هرکس حق دارد زمان مرگ خود را تعیین کند ) منجر به این شد که سریل بارت به عنوان خالق استاندارد انالیز فاکتور در بریتانیای کبیر و وارث کرسی اسپیرمن در ucl باشد .

بازدید 22 بار