ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

رابرت دونکن لوس

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نوشته شده توسط  | منتشرشده در: بزرگان روانشناسی

نام لوس بطور جدایی ناپذیری با توسعه ی روان شناسی ریاضی مرتبط است .

 

 

لوس در اسکرانتون پنسیلوانیا متولد شد . پدر مادر وی هر دو فارغ التحصیل کالج بودند . اگرچه حرفه اکادمیک برای وی به عنوان یک کودک و نوجوان جذبه ای نداشت . به همین دلیل نقاشی را به تحصیل ترجیح داد.

در کودکی املاء برایش مشکل بود و بعد ها هم این مشکل برایش ادامه داشت . وی به دلیل علاقه ی عاشقانه ای که به هواپیما داشت و نه اینکه میل داشت مهندس شود با بی میلی متقاضی رشته ی مهندسی هوا _فضا شد .

در سال سوم تحصیل در موسسه تکنولوژی ماسا چوست در کلاس بهبود فن نوشتن ثبت نام کرد وکارش اغلب به خاطر انشاء نویسی واملاء ضعیف تنزل پیدا میکرد .

وی در تابستان سال 1943 میلادی در نیروی دریایی امریکا بود و پس از مرسه midshipman در نوترنام دوره ای را درمدرسه کاتاپولت و در نیروی دریایی فیلادلفیا گذراند .

وی سه سال بعد به عنوان دانشجوی فارغ التحصیل در بخش ریاظیات به MIT بازگشت او در طول این دوره هیچ گونه دوره ی روانشناسی نگذراند .و شروع روان شناسی برای وی از طریق هم اتاقی اش بود که به بعضی از مشکلاتی که توسط لئون فستینگر روان شناس اجتماعی علاقه مند به تحلیل شبکه های اجتماعی مطرح می شد میپرداخت .

در ان زمان MIT گروه روان شناسی نداشت اما ازمایشگاه گروه کوچکی در انجا واقع بود . او شغلی در انجا دست وپا کردومشغول برسی روی این ایده شد که بسیاری از گروه های کاری ساختار ارتباطی به افراد تحمیل میکند که روی نحوه ی انجام کارشان موثر است .در عرض 6 ماهی که از پیوستن لوس به ازمایشگاه میگذشت مدیر ازمایشگاه الکس باولاس برای کار در بخش ایالتی انجا را ترک کرد ومدیریت را به لوس و لی اس سپرد .

در سال 1953 میلادی مشخص بود که ازمایشگاه در شرف تعطیلی است . پائول اف .لازارس فلد از بخش جامعه شناسی دانشگاه کلمبیا لوس را برای اداره ی یک پروژه ی تحقیقاتی تحت عنوان پروژه ی مدل های رفتاری استخدام کرد .

وی در طول این دوره به کارکردن بر روی این مسئله کارکرد که تئوری بازی (بخشی از ریاضیات که مربوط به تحلیل گروهی از افرامنطقی تصمیم گیری درگروهی از افراد است ) ممکن است علت برخی از تعاملات اجتماعی که در ازمایشگاه گروه های کوچک مشاهده کرده بود باشد . وی در سال 1957 میلادی به همراه هوارد رایفا شروع به کار به کار برای بازی ها و تصمیمات کرد. در طول سال های 1954-1955 میلادی وی فلوی مرکز مطالعات پیشرفته در علوم رفتاری در کالج استانفورد بود ودر انجا به تئوری فایده مورد انتظار ( یک نظریه در رابطه با تصمیم گیری که بر اساس ان افراد تصمیمات را به منظور به حداکثر رساندن فواید مورد انتظار ان تصمیم برای خودشان انتخاب میکنند) علاقه مند شد . وقتی که لوس به کلمبیا برگشت برایش روشن شد نه روش های ازمایشی و نه تکنیک های ریاضی مورد استفاده هیچ کدام برای درک ساختار تعاملات اجتماعی که در حال بررسی ان بودند کافی نیست . در این دوران وی با سایکو فیزیک ( ارتباط بین شدت فیزیکی یک محرک و شدت ادراکی ان ) و کار استنلی اس .استیونز یکی از کسانی که زندگی اش را وقف کاربرد ریاضی در روانشناسی کرد اشنا شد . اوایل سال 1950 لوس یکی از معدود روانشناسان امریکای شمالی بود . در ان زمان افراد دیگری هم بودند انها به تحلیل ریاضیات برخی فرایند های روان شناختی به ویژه تصمیم گیری پرداختند .تصمیم گیری ازویژگی های بنیادی هر مخلوق زنده ای استو معمولا در پرده ابهام پیچیده شده است : ما نمینوانیم پیش بینی کنیم که اب و هوا در فردا چگونه است . روان شناسان ریاضی به این واقعیت پرداختند که مردم پیوسته یک گزینه را انتخاب نمی کنند حتی وقتی شرایطی که در ان گزینه ها ارائه میشوند هیچ تغییری نکنند . نظریه ی کلاسیک نیرو این قضیه را اینکونه توجیح میکند :با این که یک جفت گزینه ارائه شده به فرد می تواند ثابت بماند نیروی پاسخی که داده میشود ( برای پزیرش یا رد هر یک از گزینه ها ) به سبک تصادفی تغییر میکند .برای مثال اگر دو گزینه بنام x و y از نظر قدرت پاسخی که فرد برای هرکدام خواهد داشت شبیه به هم باشند یعنی بعضی مواقع x قوی تر خواهد بود و بعضی مواقع y . لوس از تئوری قدرت کلاسیک برای شرح اینکه افراد در هنگام مواجه شدن بیش از دو گزینه چگونه پاسخ می دهند استفاده کرد و دریافت که ثبات در انتخاب یک گزینه نمیتواند بخاطر تفاوت در قدرت پاسخ هایی باشد که فرد میتوانسته بدهد( یعنی اگر فردیک گزینه را انتخاب کرد نمیتوانیم ادعا کنیم که این گزینه نزد فرد قوی تر بوده است مترجم ) او موضعی متفاوت اتخاذ کرد : قدرت پاسخ به الترناتیو های متفاوت بطور تصادفی تغییر نمی کند پاسخ ها ثابت هستند اما فرایند انتخاب از بین الترناتیو ها عوض میشود . بنابر این رویکرد وی براساس این فرض است که انتخاب یک شخص از بین گزینه های x y وقتی که تعداد الترناتیو های در دسرس بیشتر می شود نباید تغییر کند . او موضع خود را در یک قضیه ریاضی که قضیه انتخاب لوس نامیده میشود عنوان نمود .

فرض کنید شخص دریک رستوران میخواهد از روی منوی غذا غذایی را انتخاب کند ما میدانیم امکان انتخاب جوجه 20 درصد و امکان انتخاب ماهی 30 درصد است . این بدان معنی است که 50 درصد امکان دارد فرد غذای دیگری از منو برگزیند هرچند اگرپیشخدمت به انها بگوید که غذا های دیگر منو موجود نیستند پس احتمال انتخاب جوجه به 40 درصد و احتمال انتخاب ماهی به 60 درصد افزایش میابد . دلیل این امر ان است که چون دو جایگزین وجود دارد طبق نظریه احتمال احتمال باید جمع شود تا به 100 درصد برسد و طبق اصل بدیهی انتخاب لویس انها باید همان نسبت قبلی را حفظ کنند . هرچند اصل بدیهی انتخاب برای تمامی یافته های ازمایشی در رفتار انتخاب بین جایگزین های چند گانه کاربرد ندارد چند سال بعد اموس تورسکی اصل دیگری بنام حذف به وسیله جوانب را فرمول بندی کرد .طبق این اصل فرض میشود یک سیستم تصمیم گیرنده چندین معیار دارد هر معیار یک سطح برش ماکزیمم و مینیمم دارد فایند تصمیم گیری شامل انتخاب یک معیار و در نظر گرفتن تمام جایگزین ها بر علیه ان است . توالی بکارگیری معیار ها یک نکته مهم است چرا که این توالی اثر عمده ای در نتیجه دارد .

قضیه یانتخاب لوس موردی قابل توجه است که در ان چنین ساختاری وجود ندارد . کار دانیل کانمان اموس تورسکی و دونکن لوس در خارج از حوضه روانشناسی تاثیر قابل توجهی داشته است .

طی سال 1960 لوس با دیوید اچ .کرانتز تورسکی و پاتریک سوپس روی پروژه ای کار کردند تا ارائه ی سیستماتیک و یکپارچه ای از مطالب انتشار یافته چند رشته ای گسترده درمورد اندازه گیری ایجاد کنند . کار اصلی این بود که نتایج ریاضیات را بیابند که ساختار های جبری اصلی را توصیف میکنند . این ساختار ها بازنمایی عددی افزایشی (جمع پذیری) دارند وازتمام نتایج نظریه ی جمع پذیری ریاضی میتوانند مشتق شوند .

اولین ازدواج لوس در سال 1967 به جدایی انجامید . وی با همسر دومش سینتیانیوبی اقامت کوتاه مدتی در ریودی ژانرو داشت . انها دوباره به دلیل سفر کاری به امریکای شمالی بازگشتند یک بار به انیستیتوی مطالعات پیشرفته(72-1969) ودیگری دانشگاه کالیفرنیا ایرواین (75-1972) که بعد زمانی طولانی تر در هااوارد ین (88-1979) ماندند و بعد به ایرواین بازگشتند .علاقه لوس به سایکو فیزیک تا حدودی از این واقعیت منشاء میگیرد که ریاضیات نقش مهمی در گسترش این رشته داشت . سایکو فیزیک مطالعه ی رایطه بین قدرت فیزیکی یک محرک مثل استمرار یک دوره زمانی ویا شدت فیزیکی نور و پاسخ روان شناختی ناشی از ان مثل مدت زمان ادراک شده یا میزانی که نور درخشان بنظر می رسد است . برای مثال یک ساعت مچی جلویتان بگذارید ساعت را تعیین کنید و بعد شمانتنان را به مدت 45 ثانیه ببندید چشمانتان را باز کنید و زمان روی ساعت را بسجید . سایکوفیزیک با اختلاف بین واقعیت فیزیکی گذست واقعی زمان ثبت شده در ساعت و واقعیت روان شناختی گذشت زمان گه شما تجربه اش کرده اید مربوط است . علاقه لوس به سایکو فیزیک باعث شد که به مطالعه ی تفاوت بین پاسخ های مردم موقع تخمین شدت یک محرک و اینکه ایا یک محرک وجود دارد یا خیر بپردازد . ایده ی اصلی اینجا این است که ارزیابی اینکه ایا یک محرک وجود دارد یا خیر و اینکه ایا بین دو محرک تفاوت هست یا نه همراه تردید و دودلی است این نوع تردید بخش ذاتی پرسش هایی مثل ایا شدت بین دو صدا با هم تفاوت دارد یا ایا فقط من اینطور تصور میکنم ؟ است . لوس یک مدل ریاضی مطرح ساخت که نشان می دهد توجه حسی فرد به مجموعه ای از محرک ها مستقیما مربوط است با 1- تعداد محرک هایی که براساس انها تصمیم گیری میشود . 2- نفوذ و راهبرد تصمیم گیری که او TIMING و COUNTING می نامد .

تعدادی از ازمایش ها درمورد تصمیم گیری نتایجی بدست اورده اند که با این اصطلاحات توضیح داده میشوند ودرک انها با روش های دیگر دشوار است هرچند یافته ها نشان دادند این مدل قلدر نیست تمام شواهد ازمایشی را توضیح دهد .

لویس در کارهای بعدیش اظهار نمود تلاش های فیزیولوژیست و فیزیک دان گوستا و فخنر واستنلی اس استیونر تعیین اندازه شدت ذهنی محرک فیزیکی ناقص است . هر دو انها نتوانسته اند مفروضه های نظری شان را توجیه کنند . فخنر از اصطلاح حداقل تفاوت محسوس (JND) استفاده کرد تا به کوچکترین تغییر در محرک فیزیکی اشاره کند که یک ارگانیسم واقعا میتواند ان را حس کند یا به کوچکترین تغییر در محرک فیزیکی اشاره کند که یک ارگانیسم واقعا می تواند ان را حس کند یا به کوچکتریت تفاوت بین دو محرک که ارگانیسم میتواند تشخیص دهد اشاره کند لویس خاطر نشان کرد فخنر فرض کرده JND ها به سبک جمع پذیری LADDITNO باهم مرتبط اند : یک JND به بعدی اضافه میشود و به همین مدل .

در این روش شدت ذهنی یک محرک به عنوان جمع تعدادی JND تصور می شود :یک محرک ذهنی شدید از تعداد زیادی JND تشکیل شده در حالی که یک محرک ذهنی ضعیف از تعداد کمی JND تشکیل شده است استیونر دیدگاه متفاوتی اتخاذ کرد و گفت شدت بین دو محرک رابطه ی ضربی دارد نه افزایشی . اما او هم مثل فخنر با مفروضه اش موافقت کرد . لویس نظریه ای ارائه کرد که عناصر ایده های فخنر و استیونر را تلفیق می گند اما درنظریه اش از جبر استفاده میکند تا هیچ مفروضه ی پنهانی نداشته باشد بنابراین نظریه اش کاملا روشن است و با ازمایش های مناسب ازموده می شود .

هرچند لویس تذکری به نظریه اش میچردازد که در ان یاداوری میکند که نوشته شدن در جبر دلیل بر احتمالی بودن ان نیست . به بیان دیگر او هنوز نمیتواند نظریه اش را به نظریه احتمال مربوط سازد و این مهم است چون رفتار متغیر و احتمالاتی است . با اینکه نام لویس قویا با رشد روان شناسی ریاضی و کاربرد تکنیک های کمی در تحلیل رفتار مرتط است وی همیشه نگرانی خود را درباره ی استفاده ی غیر معیاری روان شناسی از امار ابزار کرده است .

به عقیده ی وی خیلی از روان شناسان در مسیر فکری ای قرار گرفته اند که بجای حل مشکلات و مسائل به روش های اماری تکیه کرده اند :استدلال های اماری برای چیزی مناسب اند که برایش توسعه یافته اند مثل تصمیم گیری درباره ی موفقیت احتمال مداخلات دارویی صنعتی کشاورزی اما برای استدلال های علمی مناسب نیست چون در تحلیل نهایی سعی می شود از ان چه پیش می اید الگوبرداری شود نه صرفا تصمیم گیری شود ایا یک متغیر بر متغیر دیگر موثر است .

بازدید 29 بار
محتوای بیشتر در این بخش: « کلارک هال جان رابرت اندرسون »