ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

جان رابرت اندرسون

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نوشته شده توسط  | منتشرشده در: بزرگان روانشناسی

اندرسون روان شناس امریکایی متولد کانادا بود . وی سیستم کامپیوتر محوری راه اندازی کرد که قادر به شبیه سازی بسیاری از رفتار های و از ان برای ساختن سیستم اموزش فردی در ریاضیات و برنامه ریزی کامپیوتراستفاده کرد.

 

 

در ونکاور متولد شد و در منطقه فقیر نشین شهر بزرگ شد . دوران کودکی اش سرشار از ارزو بود و همواره مورد حمایت خانواده اش بوده است . یکی از ارزو هایش نویسندگی بود و وقتی برای مطالعه ی روانسشناسی به کالج بریتیش کلمبیا رفت نویسندگی یکی از علاقه مندی هایش بود .

هرچه عملکرد تحصیلی وی در دبیرستان و پیشرفتش به عنوان یک دانشجو متوسط بود . در سال اخر تحصیلش تمام وقفه هارا کنار گذاشت . تادر سال 1968 با رتبه اول فارغ التحصیل شد و موفق به کسب مدال طلایی گاورنر جنرال شد. رساله سال اخر خود را با ارتور .اس را برروی ادراک کلیک ها در پیام های کلامی و غیر کلامی کار کرد.

وی در سال 1960 دوره هایی در نظریه یادگیری روان شناسی زبان و روان شناسی شناختی (روان شناسی تفکر و حل مسئله )گذراند اما ارتباط بین این سه موضوع کم و بین انها فاصله بود وی تا حدودی به ارتباط بین زبان و تفکر علاقه داشت و با تحصیل دکترا در کالج استنفورد فرصتی بدست اورد تا برسی هایی را در این زمینه انجام دهد .

با این فرصت بدست امده او با افرادی مثل گوردون باور که کار روی مدل های ریاضیاتی یادگیری انسان را منتشر کرده بودو ریچارد اتکینسون که روی اموزش به کمک کانپیوتر کار میکرد و هربرت کلارک که مطالعاتی روی درک و فهم واستفاده از زبان انجام می داد و ادوارد فیجن بام که روی سیستم های مبتنی بر دانش کار میکرد ارتباط کاری داشت .

او به گرفتن دکترا در روان شناسی ریاضی علاقه داشت اما کارش روی ساختار نیروی حافظه ی تحت نظارت باور اغاز رویای دیگرش بود گسترش نظریه پردازش تخصصی افکار انسان که با شبیه سازی کامپیوتری انجام شود . موردی برای چنین نظریهرسما تخصصی به وسیله ی بادلی بیان شده است : وقتی سودمندی مدل های مفهومی کیفی ساده به اثبات رسیده است شخص سرانجام به نقطه ای میرسد که در ان برخی اشکال مدل مفصل و ترجیحا کمی برای رشد مفاهیم ضروری است (1994)

کوشش های اولیه اش در شبیه سازی کامپیوتری حافظه (یاداوری ازاد در شبکه تداعی) وبعدا در نظریه ی حافظه تداعی انسان (مدل ساختاری و پردازشی حافظه ی انسان در مورد این است که چگونه حافظه انسان زبان را پردازش میکند) جزئیاتی ارائه میدهد .

بعد ازدریافت دکترایش از استنفرد در سال 1972 اندرسون استادیار دانشگاه ییل شد . او یک سال در انجا ماند وروانشناسی تفکر راتدریس میکرد و در این زمان علاقه اش به روان شناسی شناختی به پردازش شناختی و ساختار های شناختی گستردش یافت .او به دانشکاه میشیگان رفت که لین ردر دانشجوی انجا بود . ان ها در سال 1973 ازدواج کردند ومشارکت فکری نزدیکی را شکل دادند . طی سه سال خدمتش در میشیگان علاقه اش به زبان و یادگیری افزایش یافت و شبیه سازی اکتسابی کامپیوتر را طراحی کرد .

ارتباط باجیمز جی گرینو که روی یادگیری و استدلال کار میکرد موجب شد به کاربرد روان شناسی شناختی در اموزش علاقه مند شود . علایق بوجود امده سبب شد که بعدا در حرفه اش مشهور شود . در این زمان او نظریه HAM را گسترش دادو ازمایشاتی انجام داد که منجر بهنظری ی ACT (کنترل انطباقی تفکر )شد . نظریه ی ACT مثلHAMمدل کامپیوتری حافظه انسان بود .کارش باHAM روی گسترش مدلی از اطلعات واقعی با دانش اشکار در باره ی جهان متمرکز بود. ACT با به کار بستن مجموعه ای منظم از قوانین که سیستم تولیدی نامیده شد متکی بر اطلاعات HAM است

مثلا اگر میخواهید کیک بپزید دانش اشکار شما شامل فهرستی از ترکیبات است وسیستم تولیدی شامل قوانینی است مثل این که چگونه باید ان هارا باهم ترکیب کنید .الگو ی ACT جامع ترین الگوی شبکه ای است که در ان اندرسون دو نوع دانش اخباری و اجبرایی را فرض میکند . از انجا که اندرسون نظام های حافظه ای جداگانه ای را برای دانش اخباری و اجرایی عرضه کرده است شاید الگو او طیف وسیعی از عملیات شناختی را در برگیرد . اگر از یک دستور العمل نااشنا استفاده می کنید غیر ممکن است که تمام ترکیبات و قوانین تولیدی را همزنان در حافظه نگهدارید .

ACT تلاش میکند تا این را در یک مدل کامپیوتری حافظه ی فعال شبیه سازی کند یک مخزن حافظه ی موقت که بخش های متفاوت اطلاعات و قوانین در ان جمع میشوند . اندرسون در پاییز 1987 به کالج کارنحی ملون رفت ودر کمپانی هرب سیمون و الن نیوول به شبیه سازی کامپیوتری حل مسئله مشغول شد .

اندرسون از اصطلاح معماری شناختی برای طراحی و سازماندهی استفاده کرد ودر معماری شناختی (1983) تصویر درستی از نظریه ACT STAR) ) ACT ارائه داد. ACT شناخت سطح بالا را برسی می کند که سیستم های تولیدی انخاب های پردازش انطباقی در سیستم شناختی انسان را محدود میکند قیلس زیر را یرای ارائه مثال توضیح می دهیم کمیت دانش واقعیی یا واضح در مورد جهان در یک کامپیوتر بیگانی شده ممکن است بیشتر از چندین سال افزایش یابد اما سودمندی این اطلاعات به وسیله ی قوانینی محدود میشوند که نعیین می کنند چگونه انها ترکیب و بکار بسته میشوند . یعنی ACT شبیه سازی انواع محدودیت های پردازشی است که حل مساله و یادگیری انسان را محدود میکند .

در سال 1080 و بعد در سال 1985 اندرسون دارای 2 پسر شد :جی و ابی . علاقه اندرسون به رشد توانایی های شناختی در شبیه سازی اکتساب زبان فرزند بزرگش منعکس میشود که در معماری شنخت منتشر شد .

علاقه ی اولیه او به روان شناسی شناختی در اموزش برافروخته شد و او به اموزش خصوصی ریاضیات به فرزتدانش مشغول شد .

کوشش وی برای توسعه ی مدل کامپیوتری که بتواند ریاضیات اموزش دهد به ایجاد یک نوع مدل شناختی مهارت های ویژه ی ریاضیاتی که باید یاد گرفته شود (مثل تفریق) انجامید و به استفاده از مدل سازی شناختی در اموزش تاکید کرد .او مجموعه ای از قوانین تولیدی را گسترش داد که طبقه ای از مسائل را حل کنند به عبارت دیگر معلم ریاضی کامپیوتر محور اندرسون سعی کرد جهان را همان طورکه یادگیرنده میفهمد شبیه سازی کند یک مدل کامپیوتری خوب از جهان یادگیرنده باید بتواند منابع خطاهایی را که یادگیرنده مرتکب میشود تشخیص دهد و سپس با اموزش دقیق هدایت شده ساعدت مناسب را ایفا کند .

ACT خیلی اسم ورسم دار بودچون اندرسون معتقد بود در تئوری AcT تا جایی که میتوانسته پیش رفته است .از ان پس وی به دو کوشش اساسی برای تغییر نظریه ی ACT دست زده است .

یکی از این ها گسترش یک معلم کامپیوتر محور باهوش بر اساس نظریه ی ACT است . ایده اصلی این این بود که در کامپیوتر مدلی از چگونگی حل تکلالیف پیچیده ی فکری توسط ACT نمایش دهند مثل امتحان های هندسه .معلم کامپیوتری از نظریه ی کسب مهارت ACT استفاده میکند تا دانش اموزانی را تربیت کند که بر مدل ذخیره شده در کامپیوتر پیش بگیرد این رویکرد در توسعه ی معلم کامپیوتر محور موفقیت امیز بود واز ابتکارات فکری مفید ذکر میشد .

کوشش دومش برای تغییر ACT با کسب فرصت مطالعاتی در سال 1987 در دانشگاه فلیندرز استرالیا اغاز شد . انجا تمرکزش روی این بود که شناخت چگونه ممکن است با نا معلومی که مشخصه اصلی هر محیطی است منطبق شود او چیزی را که تحلیل منطقی می نامید گسترش داد . این ایده که برای درک تفکر انسان گسترش نظریه ا از مکانیسم های ان لازم نیست یعنی فقط لازم استکه سازمان نامعلوم ساختار احتمالاتی مسایلی را که انسان با ان مواجه میشود وسعی میکند که انها را حل کند درک کیم . این امر منجر به این میشود که در گسترش نظریه های حافظه و طبقه بندی ان ها و گسترش یک برنامه کامپیوتری که قادر به تعیین دامنه ی وسیعی از داده های جمع اوری شده برسی هایی که روی حل انواع مختلف مسائل بشری صورت گرفته موفق شویم . اندرسون قصد داشت که نظریه ی جدیدی از یادگیری روندی را گسترش دهد که تحلیل منطقی را ادغام کند .

این نظریه AcT-R- در قوانین ذهن (1993 ) منتشر شده است .( به اتفاق شبیه سازی ACT-R- روی یک دیسک   کامپیوتری). ACT-R- بر اهمیت تمرین در یادگیری اجزای هر مهارت تاکید می کند. سخن اصلی ان این است :برای یادگیری هر مهارت پیچیده ای در هر یک از اجزاء ان باید به صورتانفرادی مهارت یافت .

این موضع با ادعای گتالت مخالف است که یادگیری شامل بینش لحظه ای یا انتقال است هنگامی که کلساختار های دانش مجددا سازمان میابند یا یاذ گرفته میشوند مثل گفتن یافتم بعد از چند دقیقه صرف وقت برای حل مساله راه حل ناگهانی اشکار میشود اندرسون در کارهای اخیرش تمایز بین ترجیحات روانشناسان برای تهیه ی ازمایشاتی رویاثرات روان شناختی که بیشتر از ده ها هزارم ثانیه را در بر نمیگیرد و توجه مربیان به پیشرفت نتایج اموزشی مهم که ممکن است صد ها ساعت زمان ببرد را فهرست کرده است.

تحلیل وی مباحث بسیاری را جمع بندیکرده که وونت و بارتلت را تحت فشار گذاشته است .

هر دو به برسی ارتباط بین وقایع روانشناختی ناچیز مطالعه شده تحت شرایط ازمایشگاه و پدیده های وپدیده های بزرگی مثل زبان و فرهنگ پرداخته اند اندرسون این سوال را مطرح میکند: ایا دلیلی وجود دارد کهیادگیری با توجه به وقایعی که در ده ها هزارم ثانیه اندازه گیری میشود میتواند بهبود یابد ؟(2002) .

پاسخ این سوال با توجه به پیشنهاد الن نول اشکار میشود که میگوید 4باند شناخت وجود دادرد: بیولوژیکی شناختی منطقی و اجتماعی . سطح هزارم ثانیه ای تحلیل در باند بیو ل.ژیکی قرار دارد درحالی که پیشرفت های اموزشی مهم در باند اجتماعی است .

برخی گفته اند که کوشش برای برقراری ارتباط بین فرایند های بیولوژیکی با نتایج اموزشی در مقیاس بزرگ دست یافتنی نیست اما اندرسون از اعتبار 3 پل کوچکتر گستره های متوالی : بیو لوژِکی شناختی شناختی منطقی و اجتماعی منطقی سخن میگوید او میگوید یاد گیری که طی صد ها ساعت روی میدهد میتواند یادگیری رویدادهایی که ده ها هزارم ثانیه طول کشیده را متلاشی کند . در عین حال او تشخیص میدهد که کار تجربی بیشتری لازم است تا اظهاراتش را با توجه به ارتباط بین باند های شناختی منطقی و منطقی اجتماعی پایه ریزی کند .

با لستفاده از این رویکرد اندرسون نشان داد چگونه کارش روی شبیه سازی کامپیوتری جزئیات فرایند تفکر انسان میتواند به پدیده های بزرگتر مرتبط شود . قوت کار اندرسون در این است که نشان میدهد یک معماری یا ساختار معمولی برای انجام بسیاری از مهارت های شناختی از ساده گرفته تا نسبتا پیچیده استفاده می شود .

رویکرد رایج مورداستفاده Actمتفاوت از کار کسانی است که معتقدند هر عملکرد ذهنی (مثل حافظه زبان ادراک )ساختار متمایزی دارد وباید براساس شایستگی های خودش مورد مطالعه قرار گیرد .

نتیجه ی نهایی بحث این است که توافق عمومی وجود دارد که بسیاری مشخصه های حافظه انسان مثل بازیابی باقی مانده اند که میتوانند شبیه سازی شوند .

باوجود این محدودیت پیش بینی ها برای اینده ACT : این نظریه از زمان کنار گذاشته شدنش راهی طولانی را پیموده است .

وی چندین بار مفتخر به دریافت جایزه شد ازجمله وی در سال 2004جایزه راملهارت را برای مشارکت در تحلیل رسمی شناخت انسان دریافت نمود .

درسال 2011 نیز مدال بنجامین فرانکلین را در علوم شناختی و کامپیوتر دریافت نمود .        

بازدید 38 بار
محتوای بیشتر در این بخش: « رابرت دونکن لوس بروئوس واتسون »