×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 875

برونوس واتسون

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نوشته شده توسط  | منتشرشده در: بزرگان روانشناسی

واتسون روان شناس امریکایی بود که  بنیان کذار نهضت فکری رفتار گرا است او اصول یک روان شناسی هدفمند رااظهار کرد که رفتار گرایی نامیده شد

 

واتسون روان شناس رفتار گرایی بود که با ذهن گرایی درون گرایی و هرچیزی که مربوط به این سنت ها میشد مخالف بود وی معتقد بود تفکر چیزی فراتر از فرایند تولید فرعی فرایند صدا است و پیشنهاد میکرد میتوان به وسیله ی ثبت حرکات حنجره ان را اندازه گیری کرد .

واتسون روان شناس امریکایی بود .وی نهضت فکری رفتارگرایی را بنیان نهاد که برروی پیش بینی و کنترل رفتار متمرکز بود.

در مقاله معروف شده در سال 1928 در خصوص بازنگری روز شنبه ادبیات واتسون بیان شد:

بیشتر کسانی که بیوگرافی مینویسندشخصیت های خود را به عقب و به دوران طوفولیت وکودکی برمی گردانند به این منظور که یکنواختی و تداوم خاصی را در روند زندگی شخص نویسنده تخمین بزنند .

حال اهمیت توجه به هر یک از این شرح حال ها با توجه به انچه رفتار گرایی در مورد شرطی شدن و تمایل در نوزادی به ما اموزش داده اند ناگهانی اشکار می شود .

این مسئله تا حدودی متعجب کننده است . زیرا بیشتر مطالبی که در مورد واتسون نوشته شده که بر کودکی اولیه او و پیامد های ان در وقایع فاجعه امیز زندگی جوانی اش تاکید دارد.

پدر بزرگ واتسون در سال 1752 به کانتی داون واقع در نورترن ایرلند رفت .پدر بزرگش خانواده اش را ترک کرد و برای کشاورزی پیش پسرش پیکنز رفت که با اماکزیارو ازدواج کرده بود وسپس ان مزرعه را برای پسرش بجا گذاشت .

انها سه فرزند داشتند :ادوارد توماس استدلی و ماری الیس وبعد جان در تراولرز رست گرینویل واقع در کارولینای جنوبی متولد شد.

پدر مادر واتسون در طول جنگ داخلی ثروت خود را از دست دادند .

واتسون در خانه ای بزرگ شد که مادرش کوشش میکرد که محیطی مقدس ومذهبی داشته باشد .

پدرش یک زن باز الکلی بود_ دخترش پولی ادعا کرده او دو همسر هندی در گرینویل داشت که در سال 1891 خانه را ترک کرد. مشخص نیست که ایا اما او را بیرون کرده یا او ترجیح داد برای ادامه یک مدل زندگی لذت طلبانه از خانه برود ولی این عامل تکان دهنده جی . بی . واتسون جوان احساس یاس میکرد _در رویکرد پرخاشگرانه جان نسبت به همتایان و معلمین مدرسه وکشمکش های اساسی مخل قانون اثر بسازایی داشت .

ورود واتسون به کالج فورمن نقطه ی اغازی برای وی بود واو بیشتر وقتش را به مطالعه می پرداخت .

هنگامی که برای گرفتن کارشناسی ارشسد به دانشگاه شیکاگو رفت با گوردون موری اشنا شد ودوره ای در باره ی تفکر هوشیاری و روان شناسی وونت با وی گذراند .جیمز . ار. انجل او را تشقویق کرد تا به روان شناسی تطبیقی در خود پی ببرد .واتسون در دوره هایی دیویی شرکت کرد که تفکر ورشد مهارت های مستقل برسی ملاکی و یادگیری در عمل را مطلوب میدانست و یادگیری براساس حقیقت را ترویج میداد

پایان نامه ی دکتری وی تحت نظارت انجل وعصب شناس موسوم به هنری دونالد سن در مورد رابطه ی میان رفتار مشاهده شده ورشد سیستم عصبی در موش صحرایی سفید بود . کانون توجه کار مستلزم برسی و ازمایش قشر مغز موش های کشته شده بعد از دوره زمان های کوتاه مدت مثل یک روز و دوره های طولانی تر مثل 30 روز ومرتبط ساختن تحولات رفتاری با تغییرات فیزیولوژیکی بود نظارت توسط دونالدسن امتیاز تماس با زیست شناس معروف المانی _امریکایی ژاک لوئب را همراه داشت که در حال پیشنهاد دادن ایده های ازادانه ای در مرد مکانیزم های کنترل در رفتار حیوانات بود .

.

و عقیده ی بسیاری از نیروهای فکری بود :روانشناسی اثبات گرای اگوست کمت گفته ی جیمز که هوشیاری وجود ندارد روانشناسی هدفمند مک کیم کتل ادعای لوب که گرایش ها که بسیاری از رفتار های حیوانات را شکل میدهد .

واتسون با تکمیل پایان نامه اش پیشنهادی به عنوان مربی اموزشی در شیکاگو دریافت کرد .

واین همان جایی بود که لا مری ایکس برخورد کرد کسی که با او ازدواج کرد و صاحب 2 فرزند شد .همانند پدرش او هم یک سری روابط عشقی مبادرت ورزید که تقریبا به ارزش از دست دادن شغلش تمان شد .جیمز بالدوین بنیان گذار روان شناسی رشد پستی را در دانشگاه جان هاپکینز در بالتیمور به او پیشنهاد کرد .

بلافاصله بعد از رسیدن واتسون بالدوین درپی رسوایی ناشی از کشف او در یبک فاحشه خانه استفاء داد واتسون را برای سرپرستی بخش و همچنین ویراستاری مجلات مختلف از قبیل مجله با زندگی روانشناختی معروف منصوب گردید .

در ان زمان برسی روی حیوانات ازنوعی که واتسون و روانشناسان تطبیقی مثل یرکز و دیگران انجام میدادند متناسب با اغاز فشار برای یک روان شناسی هدفمند قادر به حل چالش های جدی فکری با عقیده ی تیچنر ودیگران نبود .

نبوغ واتسون در روان شناسی از دیدگاه یک رعتار گرا بیان شد که بیانیه ای برای تعریف مجدد روان شناسی به عنوان علم مطالعه ی کنترل وپیش بینی رفتار است .

او اصول یک روان شناسی هدفمند را اظهار کرد که رفتار گرایی نامیده شد

این در واقع تبیین کامل تعدادی از نیرو های عقلانی بود : فلسفه ی مثبت گرایی علم اگوست کنت استدلال جیمز که خود اگاهی وجود ندارد نظریه ی مک کین کتل برای روان شناسی هدف گرا ادعای لوئب مبنی بر اینکه گرایش ها برای بیشتر رفتار های حیوانات منظور میشود نقد جورج هربرت مید از فلسفه دوگانگی (ذهن_جسم) وعمل گرایی(پراگماتیسم) ابزاری ادیسون مور (تفکر مسیر انجام امور است _ روشهای اقدام در مرد یک فعالیت )

همچنین نفوذ قابل توجه نایب دانلاپ که دکترایش را زیر نظر جانشین جیمز هوگو مونستربرگ که همزمان لا واتسون در دانشگاه هاپکینز بود گذراند .

واتسون با ذهن گرایی درون گرایی وهرچیزی که مربوط به این سنت ها می شد مخالف بود .

واتسون تفکر را چیزی فراتر از فرایند تولید فرعی تولید صدا نمی دانست وپیشنهاد میکرد میتوان به وسیله ثبت حرکات حنجره ان را اندازه گیری کرد سخن چیزی مخصوص نیست _سخن مثل هر نوع حرکت رفتاری دیگریست و اکتساب زبان احتمالا بر اساس قانون اثر ژرندایک انجام میشود که میگوید هر ارتباط محرک وپاسخی زمانی که نتیجه ای حشنودکننده به دنبال داشته باشد تقویت میشود و زمانی که نتیجه ی ازاردهنده داشته باشد تضعیف میشود .

او به اقدام متهورانه ی ساختگرایی تیچنر توجه داشت فرد میتواند تجربه انسان را به عناصر اصلی ان تجزیه کند .

واتسون معتقد بود گفتن اینکه هشیاری مکانی در روان شناسی رفتارگرایی دارد همان قدر بی معتی است که بگوییم هوشیاری در بیولوژی مولکولی جایگاهی طبیعی دارد همچنین میگوید باید بگویم هیچ همدردی با روان شناسان و فیلسوفانی که سعی می کنند مفهوم معنی را در رفتار بیان کندد ندارم .در هر حالتی ما باید باید روان شناسی را بر پایه ی انچه میبینیم بدن انجام میدهد بیان کنیم تا سال 1919 واتسون نقش مهمی برای یادگیری قائل بود اما با مشاهده کار یانگ کو موضعش تغییر کرد . پژوهش کو روی یادگیری موشها چیز دیگری را نشان داد تا اواسط 1920 موضعش در مورد اهمیت غرایز تنزل پیدا کرد

واتسون مفاهیم عملی روان شناسی خود را ای صورت خلاصه نمود یک دوجین کودک سالم و خوش ریخت وفضای خاص خودم را در اختیار من بگذارید تا انهارا بزرگ کنم و من تضمین خواهم کرد که هریک را به صورت تصادفی انتخاب و تربیت کنم و دکتر حقوق دان دزد و .... بدون در نظر گرفتن نژاد استعداد علایق تمایلات قابلیت ها اجداد و ... تحویل دهم .

اتو بیو گرافی وی شامل یک عذر خواهی بابت کتاب روان درمانی کودک است زیرا ان بیان میکند من برای نوشتن کتابی که نوشتم اطلعات کاملی نداشتم .

مطالعات واتسون و رینر روی البرت کوچک ضد قدرتمندی از توانمندی انواع ساده ا صول یادگیری بود که او برای تحت الشعاع قرار دادن رفتار پیچیده در نظر میگرفت . البرت کودک 11مامه بود که فقط در برابر صدای بلند احساس ترس نشان میداد واتسون یک موش رو کنا او میگذاشت و البرت با سختی زیاذ با او بازی میکرد هنگامی که موش روی پای البرت بود رینر صدای بلندی را پخش میکرد این صدا سبب پریدن نا خوداگاه البرت میشد به مرور زمان وجود خود موش سبب ترس و ناراحتی البرت میشد مخصوصا وقتی اون صدا پخش میشد بعد از این البرت در برار هر چیز کوچک و پر خز احساس ترس میکرد برای واتسون این عمل رد هرگونه توجیه درمورد واکنش های ترس براساس فرایند های درونی غیر مشهود بشمار میرفت که توسط روان کاوان ترجیح داده میشد این تمامی موضوع یادگیری از طریق تداعی بود در جان هاپکینز بود که با روزالیرنیر دانشجویش اشنا سشد و همسرش مری ایکس را ترک کرد رینر دختر خواهر سناتور رینر مسئول تحقیقات عمومی در جریان غرق شدن تایتانیک بود واین موضوع سبب شد تا عشق واتسون رسانه ای بشود و شغلش را از دست بدهد

وی وارد شغل تبلیغاتی شد . بعد از ترک زندگی اکادمیک واتسون نگارش خود را به سمت کتاب هایی برای خوانندگان عادی تغیر جهت داد که در ان مکان ترس ها و نیزم هایی را اشکار نمود که به موجب ان ترس ها و دیگر واکنش های ادراکی اموخته میشوند و دستور العملی در کنترل و حذف انها ارائه مشود . واتسون و روزالی 2 پسر بنام های جیمز وویلیام داشتند همواره درزندگی خوش بودند اگرچه رابطه عاطفی با پسرانش برقرار نکرده بود . پس از مرگ روزالی در 1935 ضایعه ی وحشتناکی برای واتسون بود و واتسون به مصرف مشروبات روی اورد هنگامی که واتسون متوجه شد ویلیام میخواهد روان شناسی را ادامه دهد عصبانی شد و رابطه ی این پدر و پسر خراب تر شد ویلیام 4سال قبل از مرگ پدرش خودکوشی کرد .مری دخترش هم چندین بار خودکشی کرده است نوه اش ماریت هارتلی هنرپیشه تا اندازه ای مشکلات اعتیاد خودرا به رابطه ی نا مشروع باپدر بزرگش نسبت داد.پس از بازنشستگی به دام پروری و حفظ یک مغازه سپری کرد کمی قبل از مرگش تمام مقالاتی را که برای خودش بود و منتشر نشده بود جمع اوری کرد و اتش زد اقدامی که ظاهرا بخاطر محکوم شناخته شدنش صورت داد که وقتی رفتی رفتی

کمک واتسون به روان شناسی احتمالا شناختی را که شایسته ان بوده حاصل نکرده است ولی برای امتنان نقادانه بر گمن حاصل شده است .در ضمن به جلوگیری از گرایش در بخشی از مولفین برای درک جایگاه اسکینر به عنوان بنیان گذار رفتارگرایی ازادانه کمک نمود .در بسیاری از رفتارگرایی واتسون همان راه جنبش کنش گرایانه را رفته بود .

ایده های واتسون 3تاثیر موثر داشته 1-مورد مجاب کننده ای را برای در نظر گرفتن روان شناسی به عنوان علمی در رابطه با مطالعه ی رفتار قابل مشاهده وضع نمود .2-روان شناسی را جدا از انالیز ساختار و محتوای خوداگاهی برای پیش بینی وکنترا رفتار جهت داد .3-بیشتر ایده هایش از نقش مشهود روانشناسی حذف شد چون در شکل های گوناگونی در فرهنگ های روزمره بسیاری از روان شناسان پدیدار گشته است .

بازدید 647 بار
حانیه جهان تیغ

کارشناس روانشناسی

محقق و پژوهشگر روانشناسی

وبگاه: Hanyeh@psydoc.ir

نظرات کاربران

 هانیه : سایت بسیار جالبی دارید    images

 

    لاله : لطفا تحلیل روانشناسی فیلم عطر را بگذارید    images223

 

   مرجان : لطفا بخش پرسشنامه ها را افزایش دهید    images22

اینستاگرام

@anis.andishe.psy

@academy.ravanshenasi

وب های مرتبط

هیئت تحریریه